ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 130

تاريخ رشيدى ( فارسي )

يابوها ديده مىشد كه به سرعت آماده حركت به جلوخان خيمه‌هاى اربابان خود بودند . شايد بتوان برخى از حصارهاى ويران يا تپه‌هاى برآمده از باد و خاك را در حال حاضر نشانه‌اى از شهر يا قطعه‌اى اويغورى دانست كه صدها سال قبل خراب شده و به خرابه‌هاى دژ اليزابت يا قلعه نرمان ، و نيز نوع زندگانى يك حاكم‌نشين ايالت مجاور انگلستان امروزه بيشتر شباهت دارد تا با زندگانى مردم « اول » . اردوگاه‌هايى از اين قبيل نه تنها هيچ ردى از محل اقامت خود بر جاى نمىگذاشتند ، بلكه بعيد است كه حتى اسامى آنان در تاريخ دوام آورده باشد . بدون ترديد ، آت‌باشى ، قوچقار ، جومقال ، جودقوزى و غيره از آن جمله‌اند كه در بخش دوم تاريخ رشيدى بيشتر مورد بحث قرار مىگيرند و در چندين مورد به ذكر نام‌هايى پرداخته مىشود كه افزون بر اسامى موجود در ظفرنامه و جهانگشاى بوده و در حال حاضر تعيين هويت آنها غيرممكن است . آنان به عنوان يك قوم - قومى از يك ملت عارى از غرايز سودمند كه مقدر بود تابع زمين باشد و راه را براى ديگران بازكند - نمونه‌اى از مغول‌ها بودند . دوره بعد از فتوحات جانشينان چنگيز ، دوره‌اى آشفته و تعصب‌آميز بود كه موجب شد مسافران اروپايى كه مىتوانستند گزارش‌هايى از خود بر جاى بگذارند از سفر به سرزمين مغولان محروم شوند ؛ با اين حال روبروك درباره ملاقاتش با منگو قاآن ( نوه چنگيز ) در قراقروم در سال 1253 يعنى آغاز استقرار مغولان در ناحيه مورد نظر ، ذكر مختصرى از موضوع به ميان آورده كه مىتواند اطلاعى ضمنى تلقى گردد . در آن هنگام قراقروم پايتخت مغول بود ، تعداد زيادى از چينيان ، اويغورها ، و ديگر مردمان با فرهنگ ، در زمره اهالى آن قرار داشتند و از قرار معلوم هرچند كه تنها شهر برجسته مغولستان محسوب نمىشد اما از تمام جهات از همه آنها به مراتب بهتر بود . هنوز ديوارهايى كه محيط آنها فقط حدود يك ميل برآورد شده موجود است و روبروك درباره آن مىگويد : « بايد بدانى كه اگر كاخ خود قاآن را استثنا كنى ، اين محل بهتر از قصبه دنيس مقدس « 1 » نخواهد بود ؛ و اما خانگاه دنيس مقدس ده برابر از كاخ [ قاآن ] ارزشمندتر است :

--> ( 1 ) . sinned . ts .